ذبيح الله صفا
28
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
امير مبارز مردى شجاع و جنگاور و متديّن و علاقهمند بسادات و علماى دين و متعصّب در اجراى احكام شرعى و نهى از منكر بود و به همين سبب است كه حافظ چند بار او را بتعريض محتسب خوانده و يك جا گفته است : اگرچه باده فرحبخش و باد گلبيزست * ببانگ چنگ مخور مى كه محتسب تيزست بعد از مقيّد ساختن امير مبارز الدين پسرش شاه شجاع بسلطنت رسيد و با آنكه گرفتار طغيانهاى متوالى برادران و برادرزادهء خود يحيى و بعضى از اطرافيان شد ، با اينحال از 760 تا 786 با موفقيّت نسبى سلطنت كرد . در پايان عهد خويش پسر و برادران خود را بامير تيمور گوركان سپرد ليكن به شرحى كه خواهيم ديد حكومت اين خاندان كه بتجزيه و اختلافات سخت بين برادران و بنى اعمام گراييده بود در ضمن يورشهاى تيمور بسال 795 پايان پذيرفت . ايلكانيان ايلكانيان يا آل جلاير يك دسته از ملوك طوايف ايرانند كه بعد از ضعف حكومت ايلخانى در ايران و عراق بحكومت برخاستند . اينان اولاد امير حسين گوركان پسر آقبوقاى جلايرند كه دختر ارغون را بزنى گرفته و با ايلخانيان خويشى يافته بود . پسر او امير شيخ حسن داماد امير چوپان سردار بزرگ سلطان ابو سعيد شده بود ليكن ابو سعيد طمع در زن او بغداد خاتون بست و همين امر مقدّمهء اختلاف ابو سعيد و امير حسن جلاير گرديد چنان كه مدّتى در حبس مىگذرانيد . بعد از مرگ ابو سعيد امير شيخ حسن يكى از نوادگان هولاگو را بنام محمّد خان نامزد ايلخانى كرد و بآذربايجان تاخت و در همان سال مرگ ابو سعيد تبريز را تصرّف كرد و محمّد خان را رسما بايلخانى نشاند و آذربايجان و عراق را مسخّر نمود ولى بعدا ميان او و امير شيخ حسن نويان چوپانى معروف به « شيخ حسن كوچك » و بعضى امراى ديگر مغول منازعاتى در گرفت تا سرانجام بر عراق عرب استيلا يافت و از سال 740 حكومت مستقلّى در بغداد ايجاد كرد . بعد ازو پسرش سلطان اويس ( 757 - 776 ) آذربايجان و رى و برخى از نواحى عراق عجم را نيز بر متصرّفات خود افزود ولى بعد ازو بر اثر اختلاف ضعف